متن فتوی حلال بودن خون شیعه توسط ابن جبرین،عالم وهابی...

 

آیت الله وحید خراسانی: ايراني مي‌رود (به مكّه) با عزّت
 
بر مي‌گردد به اين سرزمين با ذلّت ! با چه منطق ؟!
 
متن فتوی حلال بودن خون شیعه توسط ابن جبرین،عالم وهابی...
 

متن سوال: بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت! شیخ عبد الرحمن الجبرین حفظه الله، السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

و بعد... در شهر ما شخصی است رافضی(شیعه)، که کارش قصابی است و اهل سنت او را برای ذبح حیواناتشان نگه داشته اند. برای همین دلایلی برای تعامل با این رافضی در این شغل وجود دارد... حکم تعامل با این شخص رافضی و امثال او چیست؟ و حکم حیوانی که بدست او کشته شده چیست؟ آیا حلال است یا حرام؟ به ما در این مسئله فتوا دهید.

 اجر تان با خدا و الله ولی التوفیق.

جواب استفتاء:

و علیکم السلام و رحمة الله و برکاته

و بعد ... مسلماً من ذبح آن رافضی را حلال نمیدانم و گوشت قربانی او را نمی خورم ؛ زیرا این رافضیان غالبا مشرک هستند و علی بن ابی طالب را دائما در سختی و آسانی حتی در عرفات و طواف و سعی صفا و مروه می خوانند و فرزندان او را امامانشان می خوانند همانطور که بارها از آنان شنیده ایم و این بزرگترین شرک و ارتداد از اسلام است. پس مستحق قتل می باشند؛ زیرا در وصف علی (رضی الله عنه) غلوّ می کنند و او را با اوصافی که جز برای خدا صحیح نیست، توصیف می کنند، چنانکه در عرفات از آنها شنیده ایم. بنابراین آنها مرتد شمرده می شوند؛ زیرا او (علی) را ربّ و خالق و متصرف در هستی می دانند، کسی که غیب می داند و در ضرر و نفع آنها و ... تأثیر دارد و نیز آنها به قرآن کریم افترا می بندند و گمان می کنند که اصحاب پیامبر آن را تحریف کرده اند و چیزهای زیادی از آن را که مربوط به اهل بیت و بزرگانشان بوده حذف نموده اند. پس بنابراین از قرآن پیروی نمی کنند و آن را مایه گمراهی می دانند و نیز آنها بزرگان صحابه مانند خلفای سه گانه و بقیه عشره و أمهات المؤمنین و مشاهیر صحابه مانند انس و جابر و ابی هریره و ... را قبول ندارند و احادیثشان را دروغ می دانند ، یا دلیلی برای آنچه که می گویند ، نمی بینند. ولی با وجود این سرشان را بلند می کنند و می گویند چیزی در دلشان نیست و در درونشان آنچه را که اعتقاد دارند، پنهان می کنند و می گویند هر کس در دین تقیه نداشته باشد دین ندارد. ادعای آنان در مورد برادران ما و دین دوستی شان پذیرفته نیست الخ... عقیده آنان نفاق است.

خدا شرّشان را کم کند و صلّی الله علی محمد و آله و صحبه و سلّم!!!

22/3/1412 هجری. 

Sample Image

تصویری از فتوای مذکور
 

تحريف در کتاب صحيح بخاري توسط وهابیون + تصوير

 

!!! خطرناك وجديد ؛ تحريف در صحيح بخاري + تصوير !!!

متاسفانه هر از چندگاهي در كتب أهل تسنن ميبينيم كه أگر چيزي مخالف با مصالح آنها باشد سعي در حذف وتحريف آن ميكنند كه اين عادت وهابيان است به خاطر ترس از حق وحقيقت دست به اين كارهاي زشت ومنافي أخلاق وأمانت علمي ميزنند ,

با هم ديگه مبينيم :

 
صحيح بخاري , چاپ دار الفكر - بيروت
 
 
 
 

 
 
 
 

 
 
 
 
اينجا بخاري حديثي را درباره متعه (ازدواج مؤقت) نقل ميكند
 كه ترجمه كامل آن را براي شما ميگذاريم :
( " عمران بن حصين ميگويد : آيه متعه در كتاب خدا نازل شد وما اين كار را با رسول خدا (ص) انجام داديم وآيه اي در تحريم آن نازل نشد وتا وقتي كه نبي اكرم (ص) از دنيا رفتند آن را منع نكردند , بعد يك مردي آمد وبه رأي خودش عمل كرد , محمد گفت : ميگويند أو عمر بود " )
 
توضيح :
آنجا كه ميگويد : " يك مردي آمد وبه رأي خودش عمل كرد "
منظورش اين است كه : يك مردي آن را (ازدواج مؤقت را) تحريم كرد
 
وآن جائي هم كه ميگويد : " محمد گفت : ميگويند أو عمر بود "
 
يعني : محمد بن اسماعيل بخاري (صاحب خود كتاب) گفت : او عمر بوده است
 
حالا نكته اينجا است
كه متاسفانه وبراي حفظ آبروي بعضي ها ونفي كردن عمل آن ها
به خلاف سنت پيامبر (ص) آمده اند در چاپهاي جديد اين جمله را برداشته اند :
 
 " محمد گفت : ميگويند أو عمر بود "
 عكس ها ومستندات ذيل را نگاه كنيد ؛
 
كه توجه خواهيد كرد اين جمله در سه چاپ : 
دار احياء التراث العربي – بيروت
 
دار الكتب العلمية - بيروت
 
 

 
دار المعرفة – بيروت
 
 
 

 
نيست وحذف شده وبه تعبيري ديگر در اين حديث دست كاري وتحريف شده است . !!
به وهابيت تبريك عرض ميكنيم ,
 
چون كه دين ومذهبشان بر تحريف ودروغ وعوام فريبي بنا شده است !!
 

ازدواج موقت دوری از گناه

 

 آیه ۲۴ سوره نساء:

«... و زنانی را که متعه کرده اید، مهرشان را به عنوان فریضه ای به آنان بدهید؛ و بر شما گناهی نیست که پس از (تعیین مبلغ) مقرر، با یکدیگر توافق کنید (که مدت عقد یا مهر را کم یا زیاد کنید)؛ مسلما خداوند دانای حکیم است».(نساء ۲۴ ـ‌ ترجمه آقای محمد مهدی فولادوند)؛

 روایاتی درباره ازدواج موقت:

پیامبر اکرم (ص) : کلام آنها تسبیح خداوند است
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند : دو نفری که ازدواج موقت می نمایند هنگامی که با هم صحبت می کنند ، کلام آنها تسبیح خداوند است و هنگامی که دست همدیگر را گرفتند ، گناهانشان از میان انگشتانشان فرو می ریزد . هنگامی که یکی از آنان دیگری را می بوسد ، خداوند برای هر بوسه ، ثواب یک حج و عمره را می دهد و هنگامی که از هم جدا می شوند خداوند برای هردوی آنان به هر لذت و شهوتی که برده اند ، حسنه ای به بزرگی کوههای بسیار بلند در نامه عملشان می نویسد و هنگامی که بلند شده و غسل کردند ، خداوند گناهان آنها را می بخشد و آبی بر مویی از موهایشان مرور نمی کند ، مگر اینکه خداوند برای هر یک از آنها ده ثواب نوشته و ده گناه محو کرده و ده درجه بالا می برد . پس پیامبر (ص) فرمودند : و برای هرکسی که پیوند بین آنها را ایجاد کرده باشد ، همین ثواب ها خواهد بود . و در ادامه فرمودند یک درهم ( خرج برای ) متعه ، از هزار درهمی که در راه خدا خرج شود برتر است ، به خدا سوگند که متعه برتر است و آن چیزی است که قرآن درباره آن سخن گفته و سنت بر آن جاری شده است .
لثانی اللخبار ج1 ص 244
امام صادق (عليه السلام) فرمود: « درباره متعه، هم قرآن دلالت بر آن دارد و هم سنت رسول الله (صلی‌الله عليه وآله)».( تفسير صافى ، ج 1 ، ص 439 به نقل از كافى)

امام باقر (عليه السلام) فرمود: « همواره على (عليه السلام) میفرمود: لولا ما سبقنى به بن الخطاب ما زنى الا شفى (شقى) (همان منبع) اگر عمر متعه را تحريم نمى كرد هيچ فردى دچار زنا نمىشد مگر افراد كمى (افرد شقى و بدبخت )».

ابو حنيفه از امام صادق (عليه السلام) سؤال كرد: آيا متعه نساء صحيح است ؟ فقال: سبحان الله اما تقرأ كتاب الله « فما استمعتم به منهن فآتوهن اجورهن فريضة » فقال ابو حنيفة والله لكأنها آية لم أقرأها قط.(همان منبع، ص 440) امام صادق به او فرمود: « آيا اين آيه « فما استمتعتم…» را نخوانده اى ؟ ابو حنيفه گفت: والله مثل اينكه هنوز من اين آيه را نخوانده بودم.

عقيده گروهى از صحابه راجع به شأن نزول آيه مذكور از بين صحابه پيامبر (صلی‌الله عليه وآله) افرادى مانند ابن عباس، أبى بن كعب وعبدالله بن مسعود و جابر بن عبدالله انصارى و حبيب بن ابى ثابت و سعيد بن جبير گفته اند: « اين آيه در مورد متعه نازل شده است ».(آيت الله سبحانى، مع الشيعة الامامية، ص 144) احمد بن حنبل در مسندش جلد 4، صفحه 436، ابو جعفر طبرى در تفسيرش جلد 5 صفحه 9 و ابوبكر جصاص حنفى در احكام القرآن جلد 2، صفحه 178 وابوبكر بيهقى در السنن الكبرى جلد 7 صفحه 205 و محمد بن عمر زمخشرى در كشاف جلد 1، صفحه 360 وابوبكر بن سعدون قرطبى در تفسير جامع احكام القرآن جلد 5 صفحه 13 و فخر رازى در مفاتيح الغيب جلد 3 صفحه 267 و ديگران بر نزول آيه مذكور در مورد متعه تأكيد كرده اند.

اگر كسى ادعا كند كه آيه مذكور به واسطه سنت، نسخ شده است، اولاً جواب داده میشود كه آيه قرآن قابل نسخ شدن با خبر واحد نيست و ثانياً عمران بن حصين گفته است: خداى متعال دستور متعه را نازل كرده است و آن را نسخ نكرده و پيامبر (صلی‌الله عليه وآله) ما را به متعه امر می‌كرد و هيچ موقع از آن نهى نكرد سپس مردى (عمر) با رأى خودش آن را ممنوع اعلام كرد. خليفه دوم نيز كه متعه را ممنوع كرد، ادعا نكرد كه متعه نسخ شده است زيرا به وفور از عمر نقل شده است كه بالاى منبر می‌گفت: « متعتان كانتا على عهد رسول الله (صلی‌الله عليه وآله) و أنا أنهى عنهما و أعاقب عليهما: متعة الحج و متعة النساء ».(آيت الله سبحانى، مع الشيعة الامامية، ص 144) دو گونه متعه در زمان رسول خدا رواج داشت كه من آن دو را ممنوع می‌كنم و هر كس آنها را انجام دهد عقاب مى كنم 1 ـ متعه حج 2 ـ متعه نساء در نقل ديگرى آمده است كه عمر گفت: ايها الناس ثلاث كنّ على عهد رسول الله (صلی‌الله عليه وآله) و أنا أنهى عنهن و أحرمهن وأعاقب عليهن متعة النساء و متعة الحج وحى على خير العمل.(همان منبع، به نقل از مفاتيح الغيب، ج 10، ص 52 شرح تجريد قوشچى ص 484 طبع ايران) اى مردم سه چيز در زمان پيامبر(صلی‌الله عليه وآله) حلال بود ولى من آنها را حرام اعلام می‌كنم و بر آنها عقاب می‌كنم 1 ـ متعه نساء 2 ـ متعه حج 3 ـ گفتن حى على خير العمل در اذان.

از جمله كسانى كه منكر تحريم متعه هستند:
1 ـ اميرمؤمنان على (عليه السلام): طبرى در تفسيرش نقل كرده كه على (عليه السلام) فرمود: « لولا أن عمر نهى عن المتعة ما زنى الا شقى: اگر عمر متعه را ممنوع نمی‌كرد هيچ كس جز افراد بدبخت دچار زنا نمىشد ».(همان منبع، به نقل از مفاتيح الغيب، ج 10، ص 52 شرح تجريد قوشچى ص 484 طبع ايران)
2 ـ عبدالله بن عمر: امام احمد در مسندش روايت كرده كه از ابن عمر درباره متعه سؤال كردند ايشان گفت: در زمان پيامبر(صلی‌الله عليه وآله) حلال بود ولى بر پيامبر (صلی‌الله عليه وآله) دروغ بستند.(همان منبع، به نقل از مفاتيح الغيب، ج 10، ص 52 شرح تجريد قوشچى ص 484 طبع ايران)
3 ـ عبدالله بن مسعود: بخارى از او نقل مى كند كه گفت: ما با پيامبر (صلی‌الله عليه وآله) در غزوه اى بوديم متعه را تجويز كرد و اين آيه را قرائت فرمود: يا ايها الذين آمنوا لا تحرموا طيبات ما احل الله لكم و لا تعتدوا ان الله لا يحب المعتدين. اى مؤمنان آنچه را كه خدا حلال كرده بر خود حرام نكنيد.(همان منبع، به نقل از صحيح بخارى، ج 7، كتاب نكاح باب 8 حديث 3 )
4 ـ عمران بن حصين به نقل از صحيح بخارى جلد 6 ص 27. 5 ـ جابر بن عبدالله و مسلمة بن الأكوع به نقل از صحيح بخارى ج 6، ص 129.
6 ـ ابن عباس به نقل از صحيح بخارى ج 6، ص 129.
7 ـ ابى نظره می‌گويد به جابر گفتم كه عبدالله به زبير از متعه نهى می‌كرد و ابن عباس به آن امر می‌كرد جابر گفت: ما زمان رسول خدا (صلی‌الله عليه وآله)و زمان ابوبكر متعه می‌كرديم وقتى كه عمر حاكم شد آن را منع كرد.