ما شیعیان و پیروان مذهب راستین...

 

«ما شیعیان و پیروان مذهب راستین، عقل این ملت را اصلاح می‌کنیم و آن را آنگونه که خدا در کتابش آورده است. آراسته و وارسته خواهیم کرد.»
«ای خداوند بخشنده! به سید حسن نصرالله،برکت ارزانی دار و او را یاری کن و بلا را از آن‌ها دور کن»

در حال بوسیدن دست آیت الله خامنه ای عکس و تصاویر سید حسن نصرالله

 

این‌ها سخنان شیعیان لبنان و پیروان «حزب الله» یا برخی از شیعیان ایران یا شیعیان ساکن مناطق شیعی مذهب نیست، بلکه جزئی از دعاهایی است که برخی از مسلمانان شیعه در دل سرزمین‌های فلسطین اشغالی تکرار می‌کنند. این پدیده را برخی رسانه‌ها و نهادهای پژوهشی در تل‌آویو گزارش دادند، که باعث نگرانی رؤسای دستگاه سیاسی و امنیتی رژیم صهیونیستی شده است. رسانه‌های گروهی این پدیده را خطرناک‌ترین تهدید علیه اسرائیل توصیف نمودند. شماری از گروه های "شیعی مذهب" در اسرائیل فعال هستند که به شکلی طبیعی در حال رشدند و با نهادها و گروه‌هایی ارتباط برقرار کرده‌اند که از نظر رژیم صهیونیستی بسیار خطرناک‌اند.


  
6000 نفر
مرکز کل آمار در قدس اشغالی در گزارش سالانه‌ی خود که سال گذشته منتشر شد، «شیعیان رسمی» در اسرائیل را نزدیک به 600 نفر اعلام کرد، اما این عدد را قابل اطمینان ندانست. غیر دقیق بودن این آمار از این روست که شیعیانی در اسرائیل وجود دارند، که به این مذهب گرویده‌اند و به صورت «سری» مراسم دینی خود را برگزار و به گونه‌ای عمل می‌کنند که کار شناسایی آنان برای اسرائیلی‌ها مشکل باشد؛ زیرا در صورت شناسایی شدن توسط اسرائیلی‌ها، کار برای آنان مشکل خواهد شد، لذا تعداد شیعیان در سرزمین‌های اشغالی بسیار بیش از این عدد است.

سایت کانال هفت یمن در صفحه‌ای که توسط عرب‌های ساکن اسرائیل اداره می‌شود، با استناد به "منابع امنیتی مطلع"، شمار شیعیان اسرائیل را ده برابر تعداد اعلام شده توسط مرکز آمار اسرائیلی؛ یعنی نزدیک به 6000 نفر اعلام نمود، که این رقم با گرایش صدها نفر از عرب‌های اسرائیل به تشیع به 10 هزار نفر هم می‌رسد. این افراد به دلیل ناامیدی از اصلاح اوضاع موجود و نیز «بحران‌های سیاسی و اجتماعی» که عرب‌ها با آن روبرو هستند، «راه حل شیعی» را راهی برای گریز از این بحران می‌بینند.

جالب این‌جاست که این آمار موجب نگرانی اسرائیلی‌ها شده است؛ زیرا وجود این مذهب در اسرائیل و نفوذ آن، خود به تنهایی بحران و مشکل بسیار بزرگی به شمار می‌آید و به معنای پیروزی چند تئوری ضد اسرائیلی است. یکی از این نظریه‌ها، تئوری صدور انقلاب شیعی ایران به خارج از مرزهای خود است، که یکی از اصول انقلاب اسلامی در تهران است و تهران موفق شده است که در قلبِ کشور دشمنش (اسرائیل) به این مهم دست یابد. هم چنین باید پیروزی فکری و استراتژیک حزب الله بر اسرائیل و موفقیت این حزب در جذب افراد جدید به این مذهب را نیز به شمار آورد که به یمن پیروزی نظامی اخیرش به دست آمد.

ادامه نوشته

"شق القمر" از معجزات حضرت محمد (ص)

پیامبران الهی  همگی  برای رهائی  بشر از ظلمت و رهنمون نمودن آنان به سوی نور و روشنی بر انگیخته شدند و هر کدام به فرا خور رشد فکری و فرهنگ حاکم بر  جامعه  زمان خود دستورات الهی را به همراه داشته و برای ایجاد باور در مردم از  وسائلی به نام  "معجزه "  که به اذن و قدرت الهی در اختیار آنها قرار می گرفت استفاده می کردند. پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد ابن عبدالله  (ص) نیز بجز قران صاحب معجزات دیگری نیز بودند که از جمله آنها   "شق القمر"   بود که به درخواست عده ای از بت پرستان و مشرکان آن زمان از جمله سران قریش ، و درخواست آن حضرت از خداوند به وقوع پپوست. با توجه به اهمیت این  "واقعه تاریخی"  برآن شدم که این پست را به این موضوع اختصاص دهم . این مطالب را با استفاده از منابع  مختلف خلاصه نویسی نمودم  به طوری که هم خواننده  کمتر دچار خستگی شده و هم کیفیت مطالب حفظ گردد  .

شق القمر  اصطلاحی است قرآنی که از دو واژه ترکیب شده است. شق، به معنای شکافتن، پاره کردن، شکستن، و «القمر» به معنی ماه.
« شق القمر» در اصل معجزه پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم است و از معجزات ظاهر و آیات باهر آن حضرت و در آن هیچ جای تردید نیست.
این حدیث متواتر است و تمام محدثین شیعه و اهل تسنن بالاتفاق آن را ذکر کرده اند و هر دو طائفه آن را پذیرفته اند. عده ای از این افراد عبارتند از: ابن حریر، ابن منذر، عبدالرزاق، مسلم، ترمذی، بیهقی، و عده ای از صحابه پیامبر، بنام عبدالله بن مسعود، انس بن مالک، حذیضه بن سلیمان، ابن عباس، جبیربن مطعم و عبدالله بن عمر، هم این انشقاق و معجزه پیغمبر اسلام را نقل کرده اند 

1-تاریخ وقوع این معجزه

در اینکه این معجزه در زمان رسول خدا(ص)و در مکه انجام‏شده اختلافى در روایات و گفتار محدثین نیست و مسئله‏اجماعى است،ولى در مورد تاریخ آن اختلافى در روایات ‏و کتابها بچشم مى‏خورد.  از مرحوم طبرسى در اعلام الورى و راوندى در خرائج نقل شده که گفته‏اند ،برخی اتفاق این واقعه را در سالهاى اول بعثت  می دانند و برخی ‏این ماجرا را در سال پنجم قبل از هجرت و عده ای هم  این داستان را در آغاز شب چهاردهم ذیحجه پنج‏سال قبل ازهجرت  ذکر نموده اند.

 2 -چگونگى ماجرا

در روایات مختلفى که در تواریخ شیعه و اهل سنت ازابن عباس و انس بن مالک و دیگران نقل شده عموما گفته‏اند:  این معجزه بنا بدرخواست جمعى از سران قریش و مشرکان مانندابو جهل و ولید بن مغیره و عاص بن وائل و دیگران انجام شد،بدین‏ترتیب که آنها در یکى از شبها که تمامى ماه در آسمان بود  نزد رسول خدا (ص) آمده و گفتند:  اگر در ادعاى نبوت خود راستگو وصادق هستى دستور ده این ماه دو نیم شود! رسول خدا(ص) بدانها گفت: اگر من اینکار را بکنم ایمان خواهید آورد؟  گفتند:آرى، و آنحضرت از خداى خود درخواست این معجزه را کرد و ناگهان همگى دیدند که ماه دو نیم شد بطورى که کوه‏حرا را در میان آن دیدند و سپس ماه به هم آمد و دو نیمه آن به هم‏چسبید و همانند اول گردید،و رسول خدا(ص) دوبار فرمود:  اشهدوا،اشهدوا»یعنى گواه باشید و بنگرید!  مشرکین که این منظره را دیدند بجاى آنکه به آنحضرت ‏ایمان آورند گفتند!«سحرنا محمد» محمد ما را جادو کرد، و یاآنکه گفتند:«سحر القمر،سحر القمر» ماه را جادو کرد!  برخى از آنها گفتند: اگر شما را جادو کرده مردم شهرهاى‏دیگر را که جادو نکرده! از آنها بپرسید،و چون از مسافران‏و مردم شهرهاى دیگر پرسیدند آنها نیز مشاهدات خود را در دو نیم‏شدن ماه بیان داشتند .

در پاره‏اى از روایات آمده که این ماجرا دو بار اتفاق افتاد ولى برخى از شارحین حدیث گفته‏اند: منظورازدو بار همان دوقسمت‏شدن ماه است نه اینکه این جریان دو بار اتفاق افتاده‏باشد. و البته مجموع روایاتى که درباره این معجزه وارد شده حدود بیست روایت می شود که در کتابهاى حدیثى شیعه و اهل سنت ‏مانند بحار الانوار و سیرة النبویة ابن کثیر و در المنثور سیوطى ودیگران نقل شده.

3- گفتار بزرگان در مورد اجماع و تواتر روایات در این باره

عموم محدثین و علماى اسلامى درباره وقوع این معجزه از رسول خدا(ص) ادعاى اجماع و تواتر روایات را کرده‏اند و از علماى اهل سنت نیز فخر رازى در تفسیر مفاتیح الغیب درتفسیر سوره قمر گوید:  مفسران همگى بر این عقیده‏اند که در ماه انشقاق پدید آمد و دو نیم شد...  و سپس داستان را به  همان گونه که نقل شد  بیان مى‏کند.  مسلمانان اجماع بر وقوع آن در زمان آنحضرت دارند و حدیثهاى متواتره ‏نیز از طرق متعدده در این باره رسیده که براى هر کس که بدانها احاطه داشته ودر آنها نظر افکنده موجب قطع خواهد شد.  و مرحوم علامه طباطبائى از دانشمندان و مفسران معاصر نیزفرموده:  "سيّد شريف نوشته است كه حديث "شقّ القمر" در ميان اهل سنّت، قطعي و يقين‌آور (متواتر) است. روايات بي‌شماري بر آن دلالت دارد كه شيعه و سنّي آن‌ها را نقل كرده‌اند و محدّثان هر دو طايفه، آن‌ها را پذيرفته‌اند. پس، هم كتاب بر اين معجزه دلالت دارد و هم سنّت. به يقين دو نيم شدن يك كره آسماني، ذاتاً امكان دارد و دليل عقلي بر محال ذاتي بودن آن وجود ندارد. و برهاني بر امتناع وقوعي آن اقامه نشد.  از سوي ديگر، معجزه، امري خارق‌العاده است و وقوع پديده‌هاي خارق‌العاده نيز ممكن است و يكي از روشن‌ترين شواهد بر امكان وقوع شقّ القمر، وجود خود قرآن كريم است. پس، بايد آن را بپذيريم؛ هر چند كه از ضروريات دين نباشد". ست مشرکان از موضوعاتى است که مسلمانها همگى وقوع آنرا مسلم‏ دانسته و تردیدى در آن نکرده‏اند.

 اسناد بدست آمده در جهان امروز از شق القمر، در مجمع البیان از قول آیت الله مرعشی نجفی نقل شده که چند سال قبل در پکن پایتخت کشور چین کمونیست، ساختمانی خراب شده و آنجا را حفاری کردند در زیر زمین و سرداب آن، ستون هایی نمایان شد که بر بالای ستونی به خط چینی نوشته شده بود:  این بنا در سال (دو نیمه شدن ماه) انجام گرفت. چون حساب کردند دیدند با سال هشتم از بعثت مطابق شد. در جرائد نوشتند و از مصر هم جماعتی رفتند و آنرا دیده و در مجلات مصری منعکس نمودند