پیامبران الهی همگی برای رهائی بشر از ظلمت و رهنمون نمودن آنان به سوی نور و روشنی بر انگیخته شدند و هر کدام به فرا خور رشد فکری و فرهنگ حاکم بر جامعه زمان خود دستورات الهی را به همراه داشته و برای ایجاد باور در مردم از وسائلی به نام "معجزه " که به اذن و قدرت الهی در اختیار آنها قرار می گرفت استفاده می کردند. پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد ابن عبدالله (ص) نیز بجز قران صاحب معجزات دیگری نیز بودند که از جمله آنها "شق القمر" بود که به درخواست عده ای از بت پرستان و مشرکان آن زمان از جمله سران قریش ، و درخواست آن حضرت از خداوند به وقوع پپوست. با توجه به اهمیت این "واقعه تاریخی" برآن شدم که این پست را به این موضوع اختصاص دهم . این مطالب را با استفاده از منابع مختلف خلاصه نویسی نمودم به طوری که هم خواننده کمتر دچار خستگی شده و هم کیفیت مطالب حفظ گردد .
شق القمر اصطلاحی است قرآنی که از دو واژه ترکیب شده است. شق، به معنای شکافتن، پاره کردن، شکستن، و «القمر» به معنی ماه.
« شق القمر» در اصل معجزه پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم است و از معجزات ظاهر و آیات باهر آن حضرت و در آن هیچ جای تردید نیست.
این حدیث متواتر است و تمام محدثین شیعه و اهل تسنن بالاتفاق آن را ذکر کرده اند و هر دو طائفه آن را پذیرفته اند. عده ای از این افراد عبارتند از: ابن حریر، ابن منذر، عبدالرزاق، مسلم، ترمذی، بیهقی، و عده ای از صحابه پیامبر، بنام عبدالله بن مسعود، انس بن مالک، حذیضه بن سلیمان، ابن عباس، جبیربن مطعم و عبدالله بن عمر، هم این انشقاق و معجزه پیغمبر اسلام را نقل کرده اند

1-تاریخ وقوع این معجزه
در اینکه این معجزه در زمان رسول خدا(ص)و در مکه انجامشده اختلافى در روایات و گفتار محدثین نیست و مسئلهاجماعى است،ولى در مورد تاریخ آن اختلافى در روایات و کتابها بچشم مىخورد. از مرحوم طبرسى در اعلام الورى و راوندى در خرائج نقل شده که گفتهاند ،برخی اتفاق این واقعه را در سالهاى اول بعثت می دانند و برخی این ماجرا را در سال پنجم قبل از هجرت و عده ای هم این داستان را در آغاز شب چهاردهم ذیحجه پنجسال قبل ازهجرت ذکر نموده اند.
2 -چگونگى ماجرا
در روایات مختلفى که در تواریخ شیعه و اهل سنت ازابن عباس و انس بن مالک و دیگران نقل شده عموما گفتهاند: این معجزه بنا بدرخواست جمعى از سران قریش و مشرکان مانندابو جهل و ولید بن مغیره و عاص بن وائل و دیگران انجام شد،بدینترتیب که آنها در یکى از شبها که تمامى ماه در آسمان بود نزد رسول خدا (ص) آمده و گفتند: اگر در ادعاى نبوت خود راستگو وصادق هستى دستور ده این ماه دو نیم شود! رسول خدا(ص) بدانها گفت: اگر من اینکار را بکنم ایمان خواهید آورد؟ گفتند:آرى، و آنحضرت از خداى خود درخواست این معجزه را کرد و ناگهان همگى دیدند که ماه دو نیم شد بطورى که کوهحرا را در میان آن دیدند و سپس ماه به هم آمد و دو نیمه آن به همچسبید و همانند اول گردید،و رسول خدا(ص) دوبار فرمود: اشهدوا،اشهدوا»یعنى گواه باشید و بنگرید! مشرکین که این منظره را دیدند بجاى آنکه به آنحضرت ایمان آورند گفتند!«سحرنا محمد» محمد ما را جادو کرد، و یاآنکه گفتند:«سحر القمر،سحر القمر» ماه را جادو کرد! برخى از آنها گفتند: اگر شما را جادو کرده مردم شهرهاىدیگر را که جادو نکرده! از آنها بپرسید،و چون از مسافرانو مردم شهرهاى دیگر پرسیدند آنها نیز مشاهدات خود را در دو نیمشدن ماه بیان داشتند .
در پارهاى از روایات آمده که این ماجرا دو بار اتفاق افتاد ولى برخى از شارحین حدیث گفتهاند: منظورازدو بار همان دوقسمتشدن ماه است نه اینکه این جریان دو بار اتفاق افتادهباشد. و البته مجموع روایاتى که درباره این معجزه وارد شده حدود بیست روایت می شود که در کتابهاى حدیثى شیعه و اهل سنت مانند بحار الانوار و سیرة النبویة ابن کثیر و در المنثور سیوطى ودیگران نقل شده.
3- گفتار بزرگان در مورد اجماع و تواتر روایات در این باره
عموم محدثین و علماى اسلامى درباره وقوع این معجزه از رسول خدا(ص) ادعاى اجماع و تواتر روایات را کردهاند و از علماى اهل سنت نیز فخر رازى در تفسیر مفاتیح الغیب درتفسیر سوره قمر گوید: مفسران همگى بر این عقیدهاند که در ماه انشقاق پدید آمد و دو نیم شد... و سپس داستان را به همان گونه که نقل شد بیان مىکند. مسلمانان اجماع بر وقوع آن در زمان آنحضرت دارند و حدیثهاى متواتره نیز از طرق متعدده در این باره رسیده که براى هر کس که بدانها احاطه داشته ودر آنها نظر افکنده موجب قطع خواهد شد. و مرحوم علامه طباطبائى از دانشمندان و مفسران معاصر نیزفرموده: "سيّد شريف نوشته است كه حديث "شقّ القمر" در ميان اهل سنّت، قطعي و يقينآور (متواتر) است. روايات بيشماري بر آن دلالت دارد كه شيعه و سنّي آنها را نقل كردهاند و محدّثان هر دو طايفه، آنها را پذيرفتهاند. پس، هم كتاب بر اين معجزه دلالت دارد و هم سنّت. به يقين دو نيم شدن يك كره آسماني، ذاتاً امكان دارد و دليل عقلي بر محال ذاتي بودن آن وجود ندارد. و برهاني بر امتناع وقوعي آن اقامه نشد. از سوي ديگر، معجزه، امري خارقالعاده است و وقوع پديدههاي خارقالعاده نيز ممكن است و يكي از روشنترين شواهد بر امكان وقوع شقّ القمر، وجود خود قرآن كريم است. پس، بايد آن را بپذيريم؛ هر چند كه از ضروريات دين نباشد". ست مشرکان از موضوعاتى است که مسلمانها همگى وقوع آنرا مسلم دانسته و تردیدى در آن نکردهاند.
اسناد بدست آمده در جهان امروز از شق القمر، در مجمع البیان از قول آیت الله مرعشی نجفی نقل شده که چند سال قبل در پکن پایتخت کشور چین کمونیست، ساختمانی خراب شده و آنجا را حفاری کردند در زیر زمین و سرداب آن، ستون هایی نمایان شد که بر بالای ستونی به خط چینی نوشته شده بود: این بنا در سال (دو نیمه شدن ماه) انجام گرفت. چون حساب کردند دیدند با سال هشتم از بعثت مطابق شد. در جرائد نوشتند و از مصر هم جماعتی رفتند و آنرا دیده و در مجلات مصری منعکس نمودند